اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دربارهٔ وبلاگ
مدتها ست که فکر میکنم: «اینجا دیگر کجا ست؟» و هر بار نمیفهمم که اینجا حقیقتن کجاست! اما خوب میدانم که اینجا را «من» میچرخانم. پس احتمالن اینجا بایستی که قسمتی از درونیاتِ من باشد.
آری، اینجا قسمتی از من است! پس آرام راه بروید و آشغال نریزید. لطفن!
آری، اینجا قسمتی از من است! پس آرام راه بروید و آشغال نریزید. لطفن!
مرغِ سحر. آواز: همایون شجریان؛ شعر:ملکالشعرا
پست های پرطرفدار
-
باران میآمد و همه جا خیس بود. بالاخره اتوبوس آمد. خیلی آرام رفتیم و جلوی درِ جلویی ایستادیم تا هنگامی که مسافران پیاده شدند، سوار شویم. از ...
-
اسبم را زین کردهام، و از این کوهی پر محنتِ خداوندانِ کهن، جست و خیز کنان راهِ پهندشتِ بیخداوندان را پیش گرفتهام... اینجا توانید مرا یا...
-
آری چیز سادهای ست... فقط میخواهم بگویم که حالم خوب است، و از این یکی هم به سلامت جستم... عاشق میشوم، پس هستم!
0 دیدگاه:
ارسال یک نظر